تبليغاتX
تبليغات X

*
*
*
*
*
*
*

"O' Allah Send Your Blessing To Mohammad and his Family"

مهدي فرزند پيامبر - ترانه
او فرزند محمد است. يادگار صلابت على; آينه دار عصمت زهرا...

 

                                           

 

 

خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم ‏که تو در عرش کبریایی خود آن را نداری.من در کلبه ی فقیرانه ی خود ‏همچون تویی دارم و تو در عرش کبریایی خود همچون خودی نداری. خدایا! او که همه چیز را داشت این را گفت،من که هیچ ندارم چه بگویم؟
خدایا!وقتی به نماز می ایستم آنقدر تهی گشته ام که نتوانم از وجود خویش ‏ابنیه ای سازم برای زندگیم.آن زمان که شور و شادی فراوان از درونم فریاد ‏می کشد و من ناتوان تر از آنم که وجودم را اندکی از وجودت دانم.‏
خدایا!در نمازم وقتی به قنوت می رسم دستانم می لرزند نمی دانم که از تو ‏چه بخواهم و فقط گریه می کنم .می بینی گریه فقط رابطه ی بین من و ‏توست. خدایا،حتی آسمان دگر تحمل گریه هایم را ندارد چرا که گریه های من ‏فراتر از گنجایش آسمان است.‏
خدایا!من تمام حرف هایم را فقط به تو می گویم. من به دل خود یاد داده ام که ‏هر آنچه را که می خواهد به او ندهم. ‏
خدایا! همیشه پشت پلک هایم سنگینی می کند،می دانی چرا ؟ آخر تنهایی ‏وجودم در ایستگاه مژک ها انتظارت را می کشند . ‏
خداوندا! نمی دانم تکلیف این همه نگاه چه می شود؟ تا چه وقت باید پشت ‏مژک ها مخفی بمانند . بعد از این چه کسی نای بودن مرا به تصویر می ‏کشد؟
معبود من! آن زمان که تو را نیایش می کنم،جا پای اشک هایم را می بینم ‏که راهی به نور ماه دارند و به وضوح می بینم که گلدان خا لی احساسم ‏هزاران هزار شاخه ی محبتی دارد که با یاد تو رشد کرده اند.‏
خدایا!آنقدر با تو حرف دارم که گاهی وقت ها فکر می کنم وسعت زمین و ‏آسمان نیز برای حرف هایم کم است.‏
خدای من! این هجای انتظار از" الف" و آخرش که" ر" اشاره می کند بوی ‏درد می دهد . تا چه وقت باید هزا ران هزار گویش شبانه ی باران را به چشم ‏خرید . ‏
‏ آری من وسعت شبانه ی بارانم . من تمام بود و نبودم وابسته به توست .‏
‏ معبود من! می گویم و می دانم که می شنوی . هر چه قدر از من روی ‏برگردانی باز هم به سراغت خواهم آمد. پروردگارا، تا چه وقت باید فریاد ‏زنم که ای معبود همیشگی ام دستگیرم باش؟
خدایا! توان من با نا توانی پیمان بسته .‏
خدایا! هر وقت که می خواهم با تو سخن بگویم نماز می خوانم و هر وقت که ‏می خواهم تو با من سخن گویی قرآن.‏
‏ وقت نماز است وقت ملاقات همیشگی . اینک من باید با تو سخن بگویم . ‏ولی نمی دانم چرا وقتی به نماز می ایستم حرف هایم یواشکی از پس هم از ‏‎ ‎می دوند؟ خدایا، ببین حتی کلمات نیز از من روی بر می گردانند. ‏
خدای من! روزها جای خود را به تیرگی شب می سپارند، خورشید پشت ابر ‏پنهان شده و تیرگی ها موهایم را شانه می زنند. آخر معبود من، این دگر چه ‏بهانه ای بود که به دست روزگار داده ای که از من روی بر گرداند؟ می بینی ‏خدای من؟ غم من یکی دو تا نیست و پرواز یک خیال محال است آن زمان که ‏بال ها شده است وبال پرنده ها.‏
پروردگارا! می خواهم از این به بعد تو را درک کنم چرا که وجودم را در ‏وجودت یافته ام از این به بعد با قامتی به بلندای فریاد به نماز می ایستم و ‏فریاد می زنم سپاس پروردگار جهانیان. پروردگار آسمان ها و زمین.‏
می بینی حالا وجودم و وجودت رابط ما خواهد بود .
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 20:44  توسط عرب پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اللهم عجل لولیک الفرج

پیوندهای روزانه
سامي يوسف
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
آرشیو موضوعی
مهدي فرزند پيامبر
ترانه
عشق يعني....
منجي ما...
شاید این جمعه بیاید
مهدی جان
مهر تو
مادر
‹‹به نام خدائی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق....
مولاى من!
ای قلم...
یا قائم آل محمد
در انتظار گل نرگس
بی جمال او
نوری که درخشید
شعر مهدي موعود از سامي يوسف
مهدی دین پناه
پیوندها
سايت رسمي مسجد مقدس جمكران
موسسه فرهنگي موعود
مجله انتظار موعود
مركز تخصصي امامت و مهدويت
موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
وب لاگ حضرت محمد(ص)خاتم انبياء الهي
عشق جاويد
جويبار انتظار
نسيم كوير
نرم افزار مذهبي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان